پنجشنبه هفدهم دی 1388
دوستان عزیز وبزرگواران سلام
باعرض پوزش ماازاین آدرس به آدرس دیگه ای نقل مکان کردیم اگه خواستین میتونین به این آدرس تشریف بیارین .خوشحال میشیم.یاحقjaryanshenasi.blogfa.com
شنبه چهاردهم آذر 1388
حوادث قبل و پس از غدیر
ادامه مطلب
دوشنبه هجدهم آبان 1388
علي(ع) از فتنه ميگويد
(۱)خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند
(۲)
هيچ يك از درگيريهاي زمان علي(ع) دعواي اسلام و كفر نبود
(۳)
جنگهاي زمان حضرت علي(ع) همگي مصداق فتنه بود
(۴)
بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود
(۵)شروع فتنه از هواي نفس و بدعت نظري در مفاهيم است
(۶)
حضرت امير به مردم سفارش ميكند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنهها تنها بگذاريد
(۷)
دشمنان علي(ع) در جمل از خوشسابقهترين اصحاب پيامبر(ص) بودند
(۸)بيعتكنندگان با علي(ع) سه جنگ را به ايشان تحميل كردند
ادامه مطلب
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
فلسطينيان كه زمينهايشان را فروختهاند چرا اينقدر سر و صدا ميكنند؟
سوالي كه به طور وسيع در بين جوانان پخش شده، اين است كه: «اين فلسطينيها مگر خودشان زمينها و باغهايشان را به صهيونيستها نفروختهاند كه حالا اينقدر اعتراض ميكنند؟»
واقعيت قضيه چيست؟ آيا صهيونيستها، فلسطين را از طريق خريدن زمينهاي آن به دست آوردهاند و فلسطينيها با كمال رضايت، سرزمين خود را در ازاي پول به آنها دادهاند؟
در پاسخ اين پرسش بايد بگوييم كه تا سال 1296 شمسي، يهوديان تنها 650 كيلومتر مربع از 27 هزار كيلومتر مربع مساحت كلّ فلسطين را در مالكيّت خود داشتند. در اين سال، با شكست دولت عثماني در جنگ جهاني اوّل، انگلستان سرزمين فلسطين را اشغال كرد و طيّ اعلاميّهاي به صهيونيستها اجازه داد كه
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
مبارزه داخلي امام علي(ع) با زر و زور و تزوير
مبارزه داخلي امام علي(ع) با زر و زور و تزوير
دشوارتر از جنگ رو در رو با كفار و مشركين قريش
متن زير گفتاري از استاد حسن رحيمپور ازغدي دربارهي حقوق انسانها در حكومت ديني ازنگاه امام عليابن ابيطالب عليهالسلام و تقابل اين نگاه با مكاتب مادي است كه بهمناسبت سالروز ولادت با سعادت آن حضرت تقديم ميشود:
بسم الله الرحمن الرحیم
گرچه علي روح بزرگي بود در كالبد تنگ جهان و جامعه دوران علي شايستگي ايشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفيت آن مردم بود، اما وقتي نام رفتار علوي يا دولت علوي را ميشنويم، بايد متوجه باشيم كه سخن از يك شخص، هر چند بزرگ، در ميان نيست؛ بلكه گفتگو از يك مكتب است كه علي نمونه بارز و برجسته تربيت شده اين مكتب ميباشد. مكتبي كه بنيانگذارش پيامبر بزرگ خدا بود و ايشان شاگرد برجسته آن مكتب. او از پيامبر آموخت كه جامعه ديني جامعهاي است كه بدون لكنت زبان بشود حق ضعفا و محرومين را و طبقات پايين جامعه راـ كه معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت.
روايت از ايشان نقل شده كه فرمودند: «اني سمعت رسول الله..يقول في غير مره» من شنيدم كه به شكل متواتر در موقعيتهاي مختلف، پيامبر اين نكته را به زبان آورد كه: «لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع» آن امت و جامعهاي كه حق ضعيفان را نشود بدون لكنت زبان و بدونادامه مطلب
سه شنبه شانزدهم تیر 1388
یهود از دیروز تا امروز
ادامه مطلب
سه شنبه پنجم خرداد 1388
نظریات تئوریسین های اصلاحات(2)
قسمت دوم وپاياني
فرهاد بهبهانی، آبان، ش 59، 10/7/78 : حکم «سابّ النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده مقابل به مثل نکرد.
مهرانگیز کار، کیان، ش45، بهمن77: احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت میگردد. مجازاتهای سنگین بدنی چون سنگسار، سیاستهای کیفری در حق زنان و غیر مسلمانان، از آن جملهاند.
ابوالفضل موسویان، پیام هامون، ش26، ص6: حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال بیمعناست.
حسین باقرزاده، نشاط، 2/6/78: خشونت در هر شکل آن باید از ایران محو شود و اعدام برجستهترین نوع خشونت قانونی است.
بهاءالدین خرمشاهی، صبح امروز، 2/6/78، ص7: کافر و بی دین هم خودی است. قرآن هم فرمود«لکم دینکم و لی دین» بنی آدم اعضای یکدیگرند.
ادامه مطلب
سه شنبه پنجم خرداد 1388
نظریات تئوریسین های اصلاحات
دوستان بزرگوارسلام . همانطوري كه مي بينيم ايام, ايام انتخابات است وجريانهاي فكري وسياسي وعده اي هم بدون فكر ولي باسياست دنبال مقاصد خودهستندآنچه براي ما مهم است انتخاب صحيح ودرست است واين تحقق نمي يابد الا اينكه ماجريانهاي فكري وسياسي حاكم برجامعه خود رابشناسيم بنابرين بارجوع به انديشه هاونظريات مي توان تاحدودي آنها را شناخت در زیر بخش كوچكی از نظریه ها و گفته های تئوریسین های مطرح اصلاحات آمده است كه قضاوت را به شما وا میگذاریم...
قسمت اول:
سید محمد خاتمی، همبستگی، 16/8/79 ص2، مصاحبه با شبكه ان اچ كی : اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است ... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان بتوانند در عرصههای مختلف حضور داشته باشند.
عطاءالله مهاجرانی، آریا، 16/1/79: نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.
مهاجرانی، نشاط، 1/6/78: رقص را نباید همواره ناپسند دانست.
محمد رضا خاتمی، جمهوری اسلامی، 8/6/79: مبنای مشروعیت هر کاری رأی مردم است و قرائتی از اسلام در جمهوری اسلامی پذیرفته شده که همه چیز را بر اساس رأی مردم میداند.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پروتکل های یهود
نکاتی چند در مورد پروتکل های یهود

1.پروتکل های یهود(صهیون) مجموعه ای از راهکار ها و برنامه هایی است که توسط مجموعه ای از علمای صهیونیسم تنظیم گردیده است.پروتکل در لغت به معنی صورت مجلس مذاکرات سیاسی و متمم قرارداد هاست . سران صهیونیسم با سر لوحه قرار دادن این برنامه ها در سیاست های خویش به سیطره خود بر جهان جامه عمل پوشاندند.
2.کتاب پروتکل های یهود به طور اتفاقی و بسال 1901 بدست روزنامه نگاری روسی به نام "سرگی" رسید و اون این کتاب را در سال 1902 منتشر ساخت این کتاب چهار بار در شوروی تا سال 1917 به چاپ رسید اما چاپ اخر آن به دستور حکومت جمع آوری شد .این کتاب توسط "فکتور مارسدن" خبرنگار روزنامه" نیپست مورنل " به انگیلسی در سال 1921چاپ گردید . بعد از این تاریخ هیچ موسسه و ناشری جرات چاپ دوباره این کتاب را نداشته ، تمامی افرادی که به نوعی در چاپ این کتاب تا این تاریخ دخیل بوده اند کشته شدند ! در ایران این پروتکل ها پس از انقلاب در کتب مختلف چاپ گردید.
3.در میان انواع طرح ها و برنامه و اسناد و منابع و اسرار انجمن های سری شیطانی تنها این پروتکل ها راه نفوذ بخارج یافته اند.اگر این پروتکل ها موجود نبود بسیاری از نوکران بیخبر شیطان براحتی هر احدی را که از این فاجعه (اینک از خطر گذشته و فاجعه گشته است) سخنی می گفت دیوانه یا به قولی آشناتر در توهم توطئه می خواندند !
4. برخی معتقدند هیچ امر بدیهی وجود ندارد و هر کس اصول عقیده خود را امر بدیهی و جزو طبیعت می خواند(مثلا "آزادی حق بشر است" برای یک لیبرالیست یک امر بدیهی است و یا در عبارتی گویاتر "جاذبه زمین وجود دارد" برای تک تک ما امری مسلم و اثبات شده است ) این امور به ظاهر بدیهی که با عمق تفکر ما عجین گشته پارادایم نامیده می شود . اکنون گفتمان غالب در جهان که همان سخن شیطان است و با هزاران بنگاه سخن پراکنی که در هر ثانیه صد ها میلیون مخاطب را بمباران می کنند پارادایم دلخواه خود را سیطره بخشیده است ؛ در میان سطور پروتکل ها می توانید مواردی را مشاهده کنید که مقوم همین پارادایم هستند . مواردی که گاهی ما هم آن را طبیعی !! می شماریم .
5.به یاد داشته باشیم که این برنامه ها 100 سال پیش تهیه شده است (فارغ از سابقه چند هزار ساله سازمان های سری شیطانی) یعنی صهیونیسم از ما حداقل 100 سال جلو تر است ! ضمنا بد نیست که این برنامه ها رو با برنامه هایی که برخی مسئولین احمق ما برای کشور تهیه می کنند رو مقایسه کنید .(البته اگر انتقاد از کوتوله های کودن دشمنی با اسلام نباشد !!)
6.قسمت های مختصری از پروتکل ها که در شرایط کنونی درکشان میسر تر می نماید را بخوانید :
پروتكل شماره1:
...
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد....
حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
...
پروتكل شماره2:
...
از بين مردم افرادى كوتاهفكر و بىرأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بىاساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين Darwin و ماركس Marx و نيتچه Nietzsche آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم. (3)
...
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است....
پروتكل شماره3:
...
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.(4)
...
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مىناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.
پروتكل شماره5:
...
خداوند ما را نابغههاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم....
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است....
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتكل شماره7:
…
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
...
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامهها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم. (5)
پروتكل شماره8:
...
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مىدهند... .
پروتكل شماره9:
...
من مىتوانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
...
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليسها استفاده مىكنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مىنمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد....
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام دادهايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟
پروتكل شماره10:
...
مگر ممكن است آنها (مردم) حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
...
هرگاه سوزن آزادى را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كردهايم. (6)
پروتكل شماره12:
كلمه (آزادی( تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مىدهد.
اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مىكنيم ….
ديگر هيچ كس نمىتواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريهاى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطههائى از سياست يهود كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.(7)
...
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مىرسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مىدهيم.
پروتكل شماره13:
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحههاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد و... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه )تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش رویهاى علمى استعمال مىشود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.(8)
پروتكل شماره14:
درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشهكن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مىنمائيم.(9)
پروتكل شماره15:
همه پليسهاى مخفى بينالمللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
...
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مىكنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مىشود: تمام ملتهاى جهان كودك و يهود مادر آنها است.
پروتكل شماره16:
پيروى از علماء را ارتجاع و كهنهپرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست علماء بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.
پروتكل شماره17:
هرچند زمانى، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مىرسانيم.
پروتكل شماره19:
…
بدين جهت ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد.
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله از كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم.
رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولتهاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند، آيا مىدانيد با چه زحمتى اين كارها را انجام داديم؟!!(10)
پی نوشت:
1.از طبقه بندی پروتکل ها به دسته ها یا موضوعات مختلف خودداری نمودم تا بتوانید به سلیقه خود آنها را تحلیل نمایید،در میان پروتکل ها مطالب مختلف از عقاید فلسفی صهیونیسم گرفته تا روش های تبلیغاتی به چشم می خورد .
2.این پروتکل ها به صورت کنفرانس ارایه شده و در حقیقت طرح کلی است که یک سخنران برای سران صهیونیسم در بریتانیا ارایه می دهد و کتاب مذکور هم گزارش همین سخنرانی است .
3.گمان نکنید که صهیونیست ها مدعی هستند داروین و مارکس و نیچه برای آنها نظریه پردازی می کردند ، نه! مقصود آنها این است که قدرت سیاسی ما موجب رونق و سیطره جهانی این تفکرات شد همان گونه که در جامعه شناسی گفته می شود تفکر اراده حاکم همیشه سیطره دارد . برخی فکر میکنند که همه این متفکرین صهیونیست بوده اند و عده ای نیز به مقابله با این ادعای عجیب آن را توهم توطئه می خوانند.
4.این پروتکل ها چکیده سرنخ هاست ! به واژگان بدقت تامل کنید. (در مورد ارتباط فریماسونیزم با صهیونیسم و شیطان در آینده مطالبی خواهم گذاشت .)
5.بسیاری از جامعه شناسان می گویند دموکراسی واقعی وجود ندارد بخصوص مارکس معتقد است فرهنگ ایدئولوژی حاکم است که به مردم تزریق می شود . حال هر گروه ابزار قوی تری در دست داشته باشد افکار عمومی را به نفع خود جزب کرده و دموکرات معرفی می گردد !
6.واژه آزادی واژه ای بسیار مبهم است اما حقیقتا آزادی چیست؟ آیا آزادی روح را می توان آزادی متعالی نامید ، یا انسان باید در انجام افعال ارادی خویش آزاد باشد؟آزادی با بی بندی نفس و شهوت چه قرابتی دارد؟
7.این بند یکی از وحشتناک ترین بندهای پروتکل هاست به این معنی که اگر ما اینک براحتی از فریماسونری ، کلوپ های لوتاری یا صهیونیسم حرف می زنیم به اراده و خواست یا به عبارت بهتر با اجازه خود سران صهیونیسم و قسمتی از سیاست آنها است.
8.کلمه پیشرفت یکی از کلمات چندش آور برای من است ! هر تغییری در جهان غرب مهر پیشرفته را یدک می کشد ، زمانی استفاده است کود شیمیایی پیشرفت بود بعدها استفاده از کود حیوانی پیشرفت شد حال کشورهای در حال گذار به مدرنیسم چون ایران ! باید اول به پیشرفت نسبی با کود شیمیایی برسند بعد با کود حیوانی پیشرفت خود را کامل کنند !! یک سوال خیلی ساده : وقتی ما نمی دانیم مقصد کجاست چگونه می توانیم حرکتی را پیشرفت و حرکتی را پسرفت بدانیم؟!
9.در مطالب قبلی اهداف صهیونیسم را بازگو کرده ام اما یادآوری می نمایم آنها برای رسیدن به اهداف دینی خویش حتی دین را هم قربانی می کنند .
10.صهیونیست ها از دهه 1870 کار تشکیلاتی رسمی خویش را برای تشکیل اسراییل اعلام نمودند ،این زمان مصادف بود با هنگامی که در کشور ما شاهان قاجار با آلت تناسلی خود سر گرم بودند !! دهها سال پس از آن نیز هیچ کس ابعاد قضیه را درک نکرده بود نه در مورد صهیونیسم و نه حتی در مورد اهداف تشکیل اسراییل . اولین شخصیتی که این قضیه را کاملا می فهمید امام خمینی بود ، فراموش نکنیم که اولین علت مخالفت امام (ره)با محمدرضا شاه رابطه با اسراییل بود .
ياحق
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
امام علی و پیشگویی نابودی اسرائیل

در روایات متعددی ، موضوع تسلط یهود بر سرزمینهای اسلامی و حوادث پس از آن پیشگویی شده است که در اینجا به مناسبت حوادث جاری در منطقه به دو مورد از آنها اشاره میکنیم:
در روایتی كه از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است در این زمینه چنین آمده است:
یهود برای تشكیل دولت خود در فلسطین، از غرب [ به منطقه عربی خاور میانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عربها در آن موقع كجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
از آن حضرت سؤال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانی كه عربها زمام امور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیمهای جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای كمكی از [طریق] سرزمین عراق به آنان خواهد رسید كه بر روی پرچمهایشان نوشته شده است: «القوّة»1. عربها و سایر مسلمانان همگی مشتركاً برای نجات فلسطین قیام خواهند كرد [و با یهودیان خواهند جنگید] و چه جنگ بسیار سختی كه در وقت مقابله با یكدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد كشتهها عبور كنند.
آنگاه فرمود:
و عربها سه بار با یهود میجنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه میافكند.
بعد از آن فرمود:
به خدای بزرگ سوگند كه یهودیان مانند گوسفند كشته میشوند تا جایی كه حتّی یك نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.2
* * *
آن حضرت در روایتی دیگر كه «عباید اسدی» آن را نقل كرده است، میفرماید:
من در آینده در مصر منبری روشنیبخش بنیان خواهم نمود ...، و یهود و نصاری را از سرزمین های عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبایه میگوید: من عرض كردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر میدهید كه بعد از مردن بار دیگر زنده میشوید و این كارها را انجام میدهید!
فرمود:
هیهات ای عبایه ! مقصود من از این سخنان آن گونه كه تو خیال كردی نیست؛ مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد.3
با امید به آنكه به زودی با ظهور امام مهدی(ع) شاهد نابودی صهیونیسم متجاوز و آزادی كامل سرزمین فلسطین و قدس شریف باشیم.
پینوشتها:
1 .ظاهرا اشاره به آیه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آیة 60) باشد.
2. عقائد الامامیه، ج1 ، ص270؛ به نقل از هاشمی شهیدی، سیداسداله، ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .
3. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معانی الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص .
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
مسیحیت صهیونیسم 3
| ||||||||||||||||||
جمعه شانزدهم اسفند 1387
مسیحیت صهیونیسم2
صهیونیست مسیحی در آمریکا

رهبران دینی و سیاسی پروتستان در انگلیس و آمریکا در حقیقت بانیان اصلی صهیونیسم می باشند. بعد از این که «جان داربی» کشیش معروف کلیسای انگلیس، نظریه صهیونیسم مسیحی را برای اولین بار به عنوان «عملی نمودن خواسته های مسیح» و تحقق پیش گویی های انجیل ترویج کرد، دو نفر از کشیشان برجسته پروتستان مقیم آمریکا به نام های «دی ال مودی» و «ویلیام بلاکستون»، صهیونیسم مسیحی را در این کشور تبلیغ کردند.
بلاکستون در دهه 1880.م برای مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین فلسطین، با رهبران سیاسی و دینی و سرمایه داران بزرگ مسیحی در ایالات متحده آمریکا ملاقات کرد. و آن ها را متقاعد نمود که از دولت واشنگتن بخواهد، برای به وجود آوردن کشور اسرائیل در فلسطین کوشش نماید. در سال 1891.م «ویلیام بلاکستون نامه ای را که بعداً به «نامه بلاکستون» معروف گردید، تقدیم رئیس جمهور وقت آمریکا «بنجامین هاری سون» نمود. در این نامه 413 نفر از رهبران ارشد سیاسی و دینی و سرمایه داران بزرگ آن زمان در آمریکا، از دولت خود درخواست کرده بودند که دولت واشنگتن به وظیفه الهی - ملی خود عمل کرده، و در فلسطین کشوری برای بازگشت یهودیان به فلسطین تأسیس کند. و همچنین باید کمک های مالی، سیاسی و نظامی خود را در اختیار نهضت صهیونیسم بگذارد. این نامه را حتی اسقف اعظم آن زمان کاتولیک های ایالات متحده «کاردنال گیبن» نیز امضاء کرده بود.
کشیش ویلیام بلاکستون به عنوان «پدر صهیونیسم مسیحی در ایالات متحده آمریکا» معروف گردید. «صهیونسیت یهودی» بعد از این جریان قوت گرفت و آن ها با ترغیب و حمایت رهبران سیاسی و دینی مسیحی انگلیس و ایالات متحده آمریکا در سال 1897.م به رهبری تئودور هرتزل (Theodore Herzl) در شهر بال سوئیس، اولین کنگره صهیونیست های یهودی را تشکیل دادند و اهداف خود برای به وجود آوردن کشور اسرائیل را در فلسطین اعلام کردند.
در سال 1908.م بلاکستون کتابی با عنوان «مسیح می آید» را تألیف کرد. در این کتاب نویسنده به مسیحیان جهان وعده داده بود در سالی که در فلسطين کشور صهیونیستی اسرائیل تأسیس گردد، مسیح دوباره ظهور خواهد کرد. برای رسیدن به این هدف، دولت لندن با تهاجم های فرهنگی و نظامی خلافت عثمانی را متلاشی نمود، و در جنگ جهانی اول ارتش انگلیس سرزمین فلسطین را تصرف کرد. در سال 1917.م هم «آرتور بالفور» وزیر امور خارجه وقت انگلیس، در بیانیه ای تعهد نمود: دولت لندن به یهودیان سراسر جهان برای مهاجرت به فلسطین کمک کند و در تشکیل کشور اسرائیل در فلسطین فعالیت نماید.
پروتستانیسم در خدمت صهیونیسم
در سال 1809.م در لندن کلیسای انگلیس «جامعه خدمات روحانی کلیسا برای یهودیان» را تأسیس کرد. که اهداف این جامعه به قرار زیر می باشد:
1- تبلیغ نمودن ریشه های یهودی دین مسیحیت در بین مسیحیان جهان.
2- کوشش برای مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین فلسطین و تأسیس کشوری به نام اسرائیل در فلسطین.
یکی دیگر از موسسات فعال پروتستان ها که برای مهاجرت یهودیان به فلسطین فعالیت گسترده انجام می دهد، «سفارت بین المللی مسیحیت در بیت المقدس» می باشد. در این موسسه تمام کلیساهای پروتستان عضویت دارند. و برای انتقال یهودیان به فلسطین کمک های مالی زیادی به یهودیان و دولت اسرائیل می نمایند. دیگر موسسات فعال پروتستان که برای انتقال یهودیان به فلسطین کوشش می نمایند از این قرار می باشند:
1- دوستان مسیحی اسرائیل
2- دوستان نیایش مسیحیت برای اسرائیل
3- پل های صلح
این موسسات با دریافت کمک های مالی از دولتهای آمریکا و اروپا و مسیحیان سراسر جهان، هزینه مهاجرت یهودیان به سرزمین های فلسطین اشغالی را می پردازند.
برنامه کنونی این موسسات انتقال بیش از یک میلیون یهودی از کشور های مختلف مخصوصاً از شوروی سابق و اروپای شرقی به فلسطین است و اخیراً نخست وزیر اسرائیل نیز طرح های عملی برای اجرای این طرح را رسماً اعلام داشته اند.
احداث معبد بزرگ در بیت المقدس
بر اساس اعتقادات صهیونیسم مسیحی، بعد از سال 2000.م و قبل از پایان سال 2007.م يهوديان مقیم فلسطین باید دو مسجد «اقصی» و «صخره» را منهدم کنند و به جای آن ها معبد بزرگ را بنا نمایند. روزی که یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند، جنگ آرماگدون آغاز خواهد شد. در این زمینه رهبران و نویسندگان پیرو مکتب صهیونیسم مسیحی کتاب های متعددی به چاپ رسانده اند، و نام آن ها را «کتاب های آرماگدون» گذاشته اند. عناوین این کتاب ها درباره انهدام مسجد اقصی و صخره و احداث معبد بزرگ به جای آن به قرار زیر است:
1- جنگ برای بیت المقدس، نوشته جان هاگی (2)
2- معبد روزهای آخر الزمان (3)
3- معبد مسیح که می آید؛ نوشته جان اشمیت و کارل لانی.
یک نویسنده آمریکایی در سال 1997.م کتابی با عنوان «خیانت به بیت المقدس» را تألیف نمود که در آن هر نوع مذاکره صلح با فلسطینیان را، خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح می داند. و این مطلب را به خوانندگان القا می نماید که مسیح با آغاز هزاره سوم تا قبل از سال 2007.م ظهور خواهد کرد و اسرائیل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد.
در این کتاب تبلیغ می گردد که برای تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان باید کشور بابل (که عراق کنونی می باشد) را نابود کنند، و رودخانه فرات باید کاملاً خشک گردد. گفتنی است که آن ها جنگ آرماگدون را «جنگ فرات» نیز می نماند. پیروان این مکتب اعلام کرده اند که در آزمایشگاه دامپزشکی شهر تگزاس، گوساله ماده باکره سرخ رنگ بدون لکه ای را دارند پرورش می دهند و آن را در معبد بزرگ که به جای مسجد اقصی و مسجد صخره ساخته خواهد شد قربانی خواهند کرد.
رهبران دینی صهیونیسم مسیحی تبلیغات گسترده ای را در این باره انجام داده اند. در یک نظر سنجی که توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال 1997.م انجام شد، اعلام گردید 25 درصد جمعیت آمریکا اعتقاد راسخ دارند که با آغاز هزاره سوم جنگ جهانی آرماگدون در محل فلسطین آغاز خواهد شد. و این جنگ تا هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ، دنیا نابود می شود و در پایان این جنگ هفت ساله که آن ها، آن را «مصیبت بزرگ برای کلیسا و مسیحیان» می دانند، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد کرد و دجال را شکست می دهد، و حکومت جهانی خود را با مرکزیت بیت المقدس تشکیل خواهد داد. به همین منظور آن ها معبد بزرگ را که موجب جنگ آرماگدون می شود «معبد مصیبت بزرگ» می نامند.
ارتش صهیونیستی در سال 1967.م بخش شرقی بیت المقدس را تصرف کرد و مسجد اقصی و مسجد صخره به دست صهیونیست های یهودی اشغال گردید. بعد از آن، رژیم تل آویو همواره اعلام کرد که بیت المقدس پایتخت ابدی اسرائیل است. به همین منظور، صهيونيست ها که 87 درصد بخش شرقی بیت المقدس را تصرف کرده اند، اعلام کرده اند: مردم فلسطین حق ندارند در بخش شرقی این شهر خانه سازی کنند. و حتی خانه های فلسطینی ها در این بخش شهر مرتب تخریب می گردد و یهودیان در آنجا ساکن می شوند. صهیونیست ها زیر محوطه مسجد اقصی و مسجد صخره را کاملاً حفاری کرده اند. صهیونیست های مسیحی و یهودی مقیم فلسطین اشغالی و آمریکا اعلام نموده اند که آن ها سقف و ستون های معبد بزرگ را آماده کرده اند و می توانند در کوتاهترین مدت معبد بزرگ را در جای مسجد اقصی و مسجد صخره احداث نمایند. آن ها نقشه معبد بزرگ را در روی جلد کتاب هایی که در این موضوع نوشته شده است چاپ کرده اند. رهبران صهیونیسم مسیحی و يهودي خود اعلام کرده اند مطابق تفسیر مکاشفه یوحنا در انجیل، صهیونیستها رسالت الهی دارند. و برای تأسیس دولت اسرائیل بزرگ، حق دارند علاوه بر سلب مالکیت فلسطینیان حتی نسل کشی فلسطینیان و اعراب را انجام دهند. (4)
ادامه دارد...
چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
مسیحیت صهیونیسم1
| |
| منبع:مصلی تهران<علوم ومعارف اسلامی> |
چهارشنبه بیستم آذر 1387
تلاش یهود برای ترور پیامبر
تلاش براى كشتن پيامبر (صلى الله عليه وآله) در مكّه
آيا يهود ، عبدالله فرزند عبدالمطّلب را ترور كرده است ؟
يهوديان در صدد قتل رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بودند ; چه آن زمان كه در صلب پدرش
عبدالله بود و چه زمانى كه در شكم مادرش آمنه قرار داشت و بويژه پس از تولّد و بعثت نيز :
1 ـ كاهنان و احبار يهود تلاش كردند تا عبدالله را بكشند . بزرگشان به نام ربيان گفت : غذايى
فراهم كنيد و آغشته به سمّ مهلك نماييد و آنرا نزد عبدالمطّلب ببريد . يهوديان چنين
ادامه مطلب
شنبه شانزدهم آذر 1387
عیدی ازنوع ایران کشی
سلام دوستان .این آخرین مقاله ای هست که درمورد پوریم تو وبلاگ میگذارم این بدین معنا نیست که موضوع تمام سده است بلکه تصور مااین است که خوانندهگان عزیز خود اهل بصیرت هستند ومیتوانند از مجمل حدیث مفصل بخوانند انشاءالله چندعکس هم ازجشن پوریم راهم میتونید تواین وبلاگ ببینیدیاحق
از پوريم چه مي دانيد ؟ آيا استر را مي شناسيد ؟ مردخاي را چطور ؟ از پايکوبي سالانه يهوديان در جشن ايراني کشي پوريم چه اندازه اطلاع داريد ؟
آيا مي دانيد بعد از پوريم تا دوازده قرن مردم اصيل ايراني در سکوتي مرگ بار فرو رفته بودند ؟ و آيا مي دانيد تورات قتل نزديک به هشتاد هزار ايراني را پزيرفته است ؟ و آيا مي دانيد محققان اين رقم را هم جعلي و رقم صحيح قربانيان مظلوم ايراني را تا پانصد هزار نفر تخمين زده اند ؟
آيا زمان آن نرسيده که ماجراي غم انگيز کشتار نياکان ما در کتاب هاي تاريخ ايران ثبت و به گوش دانش آموزان و دانش جويان ايراني برسد ؟
1- پوريم يکي از بزرگترين جشن هاي يهوديان است . يهوديان در جشن پوريم در دو نوبت به قرائت کتاب استر مي پردازند . آنان واقعه کشتار 75800 نفر از ايرانيان را معجزه الهي مي دانند و به همين مناسبت سيزدهم ماه ادار را روزه مي گيرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پايکوبي مي پردازند .
2- استر نام آخرين دفتر از کتاب تورات است در اين دفتر نامي از يهوه ، خداي بني اسرائيل برده نشده . اين کتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است . بنابر نوشته د. جويني مطالب کتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، يعني صهيونيستها و فراماسونها است .
اين کتاب عمق نفرت و انزجار تند يهود نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد . شدت و تندي نفرت بحدي است که حاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند که آيا بايد کتاب استر را در کتاب مقدس بياورند يا نه ؟
از اقوال مارتين لوتر از رهبران پروتستان ها نقل کرده ان که گفته است : اي کاش اين داستان وجود نداشت .
از ابتدا تا انتهاي کتاب استر هيچ کلمه اي که نشان دهد خون از بيني حتي يک يهودي ريخته شده است ، وجود ندارد . به هيچ آزار عملي اي از سوي ايرانيان نسبت به يهود اشاره نشده است . با اين وجود آنان قصاص قبل از جنايت را چگونه توجيه مي کنند ؟
3-استاد ناصر پور پيرار در مقاله شنبه 8 شهريور 1382 در وبلاگ حق و صبر مي نويسد : واژه هخامنش لقبي است که پس از تسلط داريوش و نخست وزيري مردخاي و انتخاب استر به عنوان ملکه داريوش و قتل عام پر خشونت مخالفان يهود در سراسر ايران ، که نزد يهوديان به عيد پوريم معروف است و بالاخره تسلط کامل رابي هاي يهود در ايران و بين النهرين مردم شکست خورده منطقه بر قوم داريوش نهادند و آن را حاخام منش به معناي پيرو روحانيت يهود نام نهادند .
تورات به دفعات بر تسلط کامل رابي هاي يهود بر دربار هخامنشيان تاکيد مي کند که مشروح آن را مي توان در کتاب هاي استر ، عزرا ، نحميا ، دانيال و اشعيا در تورات يافت .
4- بيست وشش قرن از ماجراي استر ، مردخاي و هامان مي گذرد متاسفانه تاريخ شناسان ايران بيشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات جعلي زمامداران پرداخته اند . و سلسله هاي پادشاهي را برايمان آرايشگري کرده اند .
جوان ايراني از ماجراي دردناک نخبه کشي و ايراني کشي که در کتاب استر آمده ، خبر ندارد . استر و مردخاي توطئه گر را نمي شناسد . هامان « وزيرالوزرا » که مورد خشم يهود قرار گرفته است را نمي شناسد . او نمي داند که هامان در هنر دست ميکل آنژ بر سقف نمازخانه سيس تين واتيکان چهره معصومي دارد که به صليب کشيده شده است .
آيا ميکل آنژ دانسته يا ندانسته نمي خواهد رنج و مصيبت مسيح بدست يهوديان را در صورت هامان بنماياند ؟
آناني که دم از ايرانيت ، قوميت و نژاد مي زنند از چه طريقي هامان سوزان را که در بسياري از نقاط جهان برگزار مي شود ، به گوش جوان ايراني رسانده اند ؟
5- هامان سوزان مراسمي است که يهوديان هر ساله در بسياري از کشور هاي دنيا برگزار مي کنند . بنابر آنچه آقاي عباس احمدي در مقاله عيد پوريم نوشته است : در ايتاليا ، فرانکفورت آلمان ، سالونيکاي يونان ، ايران ، افغانستان ، ليبي ، مراکش ، بخاراي ازبکستان ، منطقه قفقاز ، يمن برگزار مي شود . ويژگي اين مراسم سوزاندن هامان و رقص و پايکوبي يهوديان به هنگام آتش زدن مجسمه هامان است . در ازبکستان مجسمه را از يخ مي سازند و به دور آن آتش روشن مي کنند . در يونان نان هايي به شکل هامان درست ميکنند و با چاقو سر آن را مي برند . در ايران مجسمه هامان را به دار مي کشند ، سپس مي سوزانند.
6 - اينک يک بار ديگر يهود در جنگي بدون مرز و با عنوان نبرد پيشگيرانه به کشتار زنان ، کودکان ، انديشمندان و نخبگان مسلمان دست يازيده است . سربازان تا دندان مسلح آمريکايي و انگليسي مانند سربازان وحشيان هخامنشي بدون هيچگونه پشتوانه فکري و عقلي با بيرحمانه ترين شيوه ها آمال و آرزوي سران يهودي دنيا را برآورده ميسازند .
پنجشنبه هفتم آذر 1387
ترور اجدادرسول الله(ص)بدست یهود
تروریسم تاریخی یهود
اگر تروریسم را در تاریخ پیجویی کنیم، درمییابیم که یهودیان بنیانگذار آناند. ترور که واژهای فرانسوی است، معادل «فتک» در عربی و در فرهنگ سیاسی، به معنای کشتن غافلانه و مخفیانة هدفمند است؛ بنابراین ترور کور معنا ندارد. با نگاهی به سیره و روایات معصومان(ع) در مییابیم که آن بزرگواران چنین امری را تجویز نکرده و خود نیز از آن پرهیز میکردهاند. کشتن مجرمی که خود میداند تحت تعقیب و حکمش اعدام است، ترور و فتک به شمار نمیآید؛ بلکه آن را «اغتیال» گفتهاند. بنابراین ترور به مواردی اطلاق میشود که از سوی قاتل هشداری به فرد مورد هدف و تعقیب نمیدهند.
یکی از شخصیتهای یهودی که به دست یاران پیامبر(ص) کشته شد، کعب بن اشرف است. برخی کشته شدن کعب را نوعی ترور میدانند که رسول خدا(ص) مرتکب آن شده است. در حالی که با توجه به تعریف و ویژگیهای ترور، این قتل از این تعریف خارج است. فتنهگریهای کعب از اندازه گذشته بود و پیامبر رسماً و به طور علنی در مسجد النبی فرمود: کیست که شر او را کم کند؟ کعب نیز به خوبی میدانست اگر مسلمانان به او دست یابند، خونش را خواهند ریخت؛ چرا که به رویارویی تبلیغاتی و نظامی با پیامبر و مسلمانان کمر بسته بود و آنان را آزار میداد. بنابراین کشته شدن کعب از مفهوم ترور خارج است.
یهود با شناسایی نور نبوت در اجداد پیامبر(ص) و با تطبیق آن با علائم ذکر شده در کتابهای آسمانی سعی در خاموش کردن این نور داشتند.
. ترور هاشم
حضرت هاشم، جد اعلای پیامبر(ص)، مکی است، اما قبر ایشان در غزة فلسطین است! ایشان از مکه برای تجارت به سوی شام خارج شده و در یثرب مهمان رئیس یکی از قبایل مستقر در مدینه به نام عمربن زیدبن لبید میشود. هاشم با دختر عمر، سلمی، ازدواج میکند. پس از ازدواج، هنگام رفتن به سفر، به همسرش سفارش میکند: احتمال دارد از این سفر باز نگردم. خداوند به تو پسری خواهد داد. از او سخت نگهداری کن. هاشم به غزه میرود و پس از پایان تجارت، آهنگ بازگشت میکند. اما در همان شب، به ناگاه دچار بیماری میشود. اصحابش را فرا میخواند و میگوید: به مکه باز گردید. به مدینه که رسیدید، همسرم را سلام برسانید و سفارش کنید فرزندم را که از او متولد
خواهد شد؛ به او بگویید که آن بزرگترین دغدغه من است. پس قلم و کاغذی میخواهد و وصیتنامهای مینویسد که بخش عمدهای از آن در سفارش به پاسداری از فرزند است
موسی(ع) به یهودیان خبر آمدن پیامبراکرم(ص) را داده بود. اینان از قیافة او، پدر و مادر و نسل او، آگاه بودند وگنجینهای از اطلاعات را در اختیار داشتند و آنان مسلط به علم چهرهشناسی بودند که از موسی(ع) آموخته بودند و نسل به نسل به آنان منتقل شده بود. بنابراین، هاشم، آشنای آنان بود و یهودیان به خوبی میدانستند که پیامبر آخرالزمان، از نسل اوست. اما تیر آنها دیر به هدف خورد، و هنگامی هاشم ترور شد که نطفة عبدالمطلب در مدینه بسته شده بود.
ترور عبدالمطلب
فرزند هاشم در مدینه به دنیا آمد و رشد کرد. او را شیبه نامیدند. به توصیة هاشم، مادر پاسداری او را بر عهده گرفت و جالب است که مادر دیگر ازدواج نکرد.
نُه سال بر او گذشته بود که یهودیان از وجودش آگاه شدند و به او حمله بردند و داییهای وی نجاتش دادند. مُطلب، برادر هاشم، هنگام رفتن برای تجارت، مهمان خانه هاشم بود. میبیند یکی از بچهها که در این خانه بازی میکند، خود را از فرزند هاشم میخواند. از حال او میپرسد. از پاسخ او سربرمیتابند، اما اصرار میکند تا او را معرفی کنند. به او میگویند: بنا به وصیت پدرش، ما تا به حال این را افشا نکردیم، تا از دست یهود در امان بماند. گروهی میگویند: مطلب، کودک را از این خانه فراری داد و همراه برد و دستهای دیگر میگویند: توافق کردند و مطلب او را به مکه آورد و مردم به گمان اینکه او غلام مطلب است، او را عبدالمطلب نام نهادند و این نام بر او ماند
. ترور عبدالله
یهود در ترور عبدالمطلب ناکام ماند و از او عبدالله به دنیا آمد. عبدالله اهل مکه است و قبرش در مدینه در مقر یهود! و این عجیب مینماید.
دربارة عبدالله داستانها صریحتر است. یهودیان بارها دست به ترور او زدهاند و ناکام ماندهاند. گفتهاند: خانمی یهودی را فرستادند که همسر عبدالله شود تا نطفة پیامبر آخرالزمان به این زن منتقل گردد. زن هر روز سر راه عبدالله را میگرفت و به او پیشنهاد ازدواج میداد. یک روز نیامد. عبدالله از او پرسید چرا نیامدی؟ گفت: نوری که در پیشانی تو بود دیگر نیست. عبدالله، ازدواج کرده بود.
روزی وهب بن عبد مناف، یکی از تاجران مکه، عبدالله را که آن روز جوانی بیست و پنج ساله بود، دید که یهودیان در میانش گرفتهاند و میخواهند او را بکشند. وهب ترسید و گریخت. میان بنیهاشم آمد و فریاد زد: عبدالله را دریابید که دشمنان او را در میان گرفتهاند. عبدالله معجزهآسا نجات یافت. وهب که شاهد نجات معجزهآسای عبدالله بود و نور نبوت را در چهره او میدید، پیشنهاد ازدواج دخترش، آمنه و عبدالله را داد. این ازدواجه مبارک سر میگیرد،17 اما دو ماه پس از ازدواج، عبدالله در راه تجارت، در مدینه از دنیا میرود. تیر یهود برای بار دوم دیر به هدف میخورد. آمنه دو ماه است که باردار است و عبدالله به گونهای کاملاً مشکوک در یثرب رحلت میکند. اما نمیتوان خط ترور را ردیابی کرد.
تلاش برای ترور پیامبر
آوردهاند: فردای شب میلاد رسولالله یکی از علمای یهود به دارالندوه آمد و گفت: آیا امشب در میان شما فرزندی متولد شده است؟ گفتند: نه. گفت: باید متولد شده باشد و نامش احمد باشد. هلاک یهود به دست او خواهد بود.
پس از جلسه دریافتند که پسری برای عبدالله بن عبدالمطلب به دنیا آمده است. آن مرد را خبر کردند که آری، آن شب پسری در میان ما به دنیا آمده است. عالم یهودی را نزد محمد(ص) آوردند، تا ایشان را دید، بیهوش شد. چون به هوش آمد، گفت: به خدا قسم، پیامبری تا قیامت، از بنیاسرائیل گرفته شد. این همان کسی است که بنیاسرائیل را نابود میکند. چون دید قریش از این خبر شاد شدند، گفت: به خدا قسم، کاری با شما کند که اهل مشرق و مغرب از آن یاد کنند.
محمد(ص) از همان نخستین روز تولد شناسایی شد. تیرهای یهود برای جلوگیری از پیدایش ایشان، همه، به خطا رفته است و آنان برای دسترسی به هدف، باید محمد(ص) را از میان بردارند
شنبه دوم آذر 1387
بسم الله الرحمن الرحيم
پوريم 1 ، و سيزده بدر
« تورات در کتاب استر2 مي گويد : خشايار شاه پادشاه پارس در آخرين روز جشن 180 روزه که از باده نوشي سرمست بود ، دستور داد ملکه وشتي زيباييش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد . ملکه امتناع ورزيد و پادشاه بسيار خشمناک شد.
در شوش يک يهودي به نام مردخاي پسر يائيز زندگي مي کرد ، او دختر عموي زيبايي داشت بنام هدسه دختر ابيحايل که به او استر هم مي گفتند . زماني که قرار شد از تمام بلاد دختران زيباروي به حرمسراي پادشاه آورده شوند استر نيز همراه دختران زيباي بيشمار ديگري به حرمسراي قصر شوش آورده شد . به توصيه مردخاي استر به هيچ کس نگفته بود که يهودي است . استر بيش از دختران ديگر مورد توجه و علاقه پادشاه قرار گرفت بطوري که پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جاي وشتي ملکه ساخت . اما استر مثل زمان کودکي دستورات مردخاي را اطاعت مي کرد. »
تا اينجاي داستان به چند نکته بايد توجه کرد :
1. امتناع وشتي از نماياندن خود ، مي فهماند که زن ايراني راضي نيست ملعبه ديگران قرار گيرد . در ضمير زن ايراني حجب ، حيا و عفت از روزگاران دور وجود داشته است .
2. زيبايي استر نيز قابل ملاحظه است چيزي که در طول تاريخ ، يهود از آن بهره برده و امروز نيز يکي از ابزارهاي مهم جاسوسي و نفوذ به دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي حکومتها و سازمانهاي دولتي و بين المللي ، استفاده يهود از زنانش مي باشد . انان براي به انحراف کشيدن نسل ها هم از حربه ي نمايش زنان بهره برده و مي برند .
3. واضح است پيماني که او بعنوان ملکه با پادشاه مي بندد بر اساس پنهان کاري است ، او تصميم به شتر دزدي دارد لکن در ابتدا تخم مرغ دزدي را به اجرا مي گذارد . به يهودياني که براي مقاصدي شوم دين ، عقيده و باور خود را پنهان مي کنند و از اسم و رسم مقصد بهره مي برند آنوسي مي گويند . و استر يک آنوسي است . ظاهرا ملکه ي پادشاه است . رسما تورات مي گويد : او فرمانبر مردخاي يهودي است
« مرد خاي نيز از طرف پادشاه به مقام مهمي در دربار منصوب مي شود . با توصيه مردخاي ، استر عليه هامان « وزيرالوزرا » دسيسه کرده و شاه هامان را اعدام و املاک او را به استر مي بخشد . بعد از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخاي داد .
پادشاه به ملکه استر و مردخاي گفت : شما مي توانيد حکمي مطابق ميل خود بنام پادشاه براي يهوديان صادر کنيد و آن را با انگشتر پادشاه مهر کنيد . »
26 قرن از ماجراي استر ، مردخاي و هامان مي گذرد متاسفانه تاريخ شناسان ايران بيشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات جعلي زمامداران پرداخته اند . و سلسله هاي پادشاهي را برايمان آرايشگري کرده اند .
جوان ايراني از ماجراي دردناک نخبه کشي و ايراني کشي که در کتاب استر آمده ، خبر ندارد . استر و مردخاي توطئه گر را نمي شناسد . هامان « وزيرالوزرا » که مورد خشم يهود قرار گرفته است را نمي شناسد . او نمي داند که هامان در هنر دست ميکل آنژ بر سقف نمازخانه سيس تين واتيکان چهره معصومي دارد که به صليب کشيده شده است . آيا ميکل آنژ دانسته يا ندانسته نمي خواهد رنج و مصيبت مسيح بدست يهوديان را در صورت هامان بنماياند ؟
آناني که دم از ايرانيت ، قوميت و نژاد مي زنند از چه طريقي هامان سوزان3 را که در بسياري از نقاط جهان برگزار مي شود ، به گوش جوان ايراني رسانده اند ؟
« مردخاي فرماني بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرماني که به يهوديان اجازه مي داد متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومي که باشند ، بکشند و دارايي شان را به غنيمت بگيرند . تورات مي گويد در سراسر مملکت همه از يهوديان مي ترسيدند تمام حاکمان و استان داران ، مقامات مملکتي و درباريان از ترس مردخاي ، به يهوديان کمک مي کردند . و به اين ترتيب يهوديان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشير گذرانده ، کشتند. »
تورات توضيح نمي دهد که چرا همه ي مردم ايران از يهود مي ترسيدند چگونه مي شود در يک مملکت غير يهودي همه ي قدرت در انحصار يک يهودي قرار گيرد و همه ي مقامات از او بترسند مگر اينکه بپذيريم پادشاهان هخامنشي4 دست نشاندگان يهود بودند . آنچه که تورات و يهوديان بر آن تاکيد دارند ، اين است که آنان در ماجراي پوريم که پانزده ملت ايران را نابود کرده اند و هزاران نفر از هنرمندان ، انديشمندان و مردم عادي را کشته اند ، پيش دستي و قتل عام پيش گيرانه بوده است .
از يهوديان و حاميانشان مي پرسيم ، به چه دليل مردم سراسر شرق ميانه نسبت به اين قوم نفرت و در دل کينه داشته اند ؟ آيا سبب دشمني هميشگي آدمي با يهوديان را نمي توان در رفتار حريصانه و توطئه گرانه اين قوم با ديگران دانست ؟
« تورات مي گويد در آن روز آمار کشته شدگان به عرض پادشاه رسيد . او ملکه استر را خواست و گفت : يهوديان تنها در پايتخت پانصد نفر را که ده پسر هامان نيز جزو آنها بودند ، کشته اند . پس در ساير شهر هاي مملکت چه کرده اند ؟ روز بعد باز يهوديان پايتخت جمع شدند و سيصد نفر ديگر را کشتند ، بقيه يهوديان در ساير استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهايي يافتند . »
از ابتدا تا انتهاي کتاب استر هيچ کلمه اي که نشان دهد خون از بيني حتي يک يهودي ريخته شده است ، وجود ندارد . به هيچ آزار عملي اي از سوي ايرانيان نسبت به يهود اشاره نشده است . با اين وجود آنان قصاص قبل از جنايت را چگونه توجيه مي کنند ؟
چگونه است که بعد از 26 قرن همچنان ايام پوريم ، سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهايي که از هر يازده نفر ايراني يک نفر کشته شده است را به عنوان روز سپاسگزاري ، روز امحاء دشمنان يهود و روز پوريم جشن مي گيرند . بسياري از يهوديان اروپا و آمريکا به جاي پوريم ، اين مراسم را جشن ايراني کشي مي نامند .
اما ايرانيان از همان زمان سيزدهم فروردين را که مصادف با آن ايراني کشي وحشيانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به قوم يهود و وحشيان هخامنشي ، که سراسيمه از خانه و کاشانه شان فراري شده بودند ، سر به کوه و صحرا مي گذارند . و نافرخندگي سيزده ي فروردين را دور از خانه بدر مي کنند .
اما اينک به دليل هجمه ي گسترده فرهنگي و تسلط فراگير يهود بر رسانه هاي ارتباط جمعي و غفلت نگران کننده ي جمع کثيري از ارباب قلم و دانش ، اين روز نه تنها نمادي از مبارزه با يهود را با خود ندارد ، بلکه در جهت خواسته ي يهود ، آمال و آرزوي يهود را که همانا غفلت ، جهل ، خرافه پرستي و باستان پرستي ايراني است را بر آورده مي سازد .
پي نوشت :
1- پوريم يکي از بزرگترين جشن هاي يهوديان است . يهوديان در جشن پوريم در دو نوبت به قرائت کتاب استر مي پردازند . آنان واقعه کشتار 75800 نفر از ايرانيان را معجزه الهي مي دانند و به همين مناسبت سيزدهم ماه ادار را روزه مي گيرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پايکوبي مي پردازند .
2- استر نام آخرين دفتر از کتاب تورات است در اين دفتر نامي از يهوه ، خداي بني اسرائيل برده نشده . اين کتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است . بنابر نوشته د. جويني مطالب کتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، يعني صهيونيستها و فراماسونها است .
اين کتاب عمق نفرت و انزجار تند يهود نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد . شدت و تندي نفرت بحدي است که حاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند که آيا بايد کتاب استر را در کتاب مقدس بياورند يا نه ؟ از اقوال مارتين لوتر از رهبران پروتستان ها نقل کرده ان که گفته است : اي کاش اين داستان وجود نداشت .
3- واژه هخامنش لقبي است که پس از تسلط داريوش و نخست وزيري مردخاي و انتخاب استر به عنوان ملکه داريوش و قتل عام پر خشونت مخالفان يهود در سراسر ايران ، که نزد يهوديان به عيد پوريم معروف است و بالاخره تسلط کامل رابي هاي يهود در ايران و بين النهرين مردم شکست خورده منطقه بر قوم داريوش نهادند و آن را حاخام منش به معناي پيرو روحانيت يهود نام نهادند . تورات به دفعات بر تسلط کامل رابي هاي يهود بر دربار هخامنشيان تاکيد مي کند که مشروح آن را مي توان در کتاب هاي استر ، عزرا ، نحميا ، دانيال و اشعيا در تورات يافت .
4- هامان سوزان مراسمي است که يهوديان هر ساله در بسياري از کشور هاي دنيا برگزار مي کنند . بنابر آنچه آقاي عباس احمدي در مقاله عيد پوريم در بخش خبر نامه http://mag.gooya.com نوشته است : در ايتاليا ، فرانکفورت آلمان ، سالونيکاي يونان ، ايران ، افغانستان ، ليبي ، مراکش ، بخاراي ازبکستان ، منطقه قفقاز ، يمن برگزار مي شود . ويژگي اين مراسم سوزاندن هامان و رقص و پايکوبي يهوديان به هنگام آتش زدن مجسمه هامان است . در ازبکستان مجسمه را از يخ مي سازند و به دور آن آتش روشن مي کنند . در يونان نان هايي به شکل هامان درست ميکنند و با چاقو سر آن را مي برند . در ايران مجسمه هامان را به دار مي کشند ، سپس مي سوزانند.
شنبه دوم آذر 1387
بقعه استر و مردخای
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
آرامگاه یا بُقعه استر و مردخای (Mausoleum of Esther and Mordechai)- که جزء مهمترین زیارتگاههای یهودیان ایران و جهان است- جزء آثار میراث فرهنگی ایران ثبت شده است. وجود این زیارتگاه، عامل مهمی در شکلگیری و تداوم حضور جامعه یهودی در همدان بوده است.
مقبره استر و مردخاي در مركز شهر همدان، ابتداي خيابان دكتر شريعتي قرار دارد. مصالح ساختماني بناي اين مقبره از سنگ و آجر است و به سبك بناهاي اسلامي ساخته شده است. از شكل ظاهري و سبك معماري اين اثر، چنين بر مي آيد، كه ساختمان فعلي آن در قرن هفتم هجري بر روي ساختمان قديمي تري كه متعلق به قرن سوم هجري بوده است، بنا شده است.
قسمتهاي مختلف بنا شامل: مدخل ورودي، دهليز، مقبره، ايوان و شاه نشين است. يك جلد كتاب آسماني " تورات" كه قدمت بالايي دارد و بر پوست آهو نوشته شده است، در حفاظ استوانه اي شكلي، در سازمان ميراث فرهنگي استان نگهداري مي شود.
در وسط فضاي مربع شكل مقبره ها، دو صندوق منب كاري شده زيبا بر روي اين قبور قرار دارد. در بالاي قبر جنوبي، كه آن را به استر نسبت مي دهند، صندوق منب كاري عتيقه و نفيسي قرار دارد، كه قديمي تر است و صندوق دوم كه بر روي قبر مردخاي قرار دارد، بسيار شبيه صندوق اولي است و حدودا در سال 1300 توسط استاد عنايت الله ابن حضرت قلي تويسركاني، كه يكي از منبت كاران برجسته زمان خود بوده، ساخته شده است.
ترجمه خطوط عبري روي صندوق متعلق به استر، كه باني صندوف را معرفي مي كند، چنين است: " امر كرد به ساختن اين صندوق، بانوي عفيفه صادقه، جمال الدوله يوحرقيا و جمال الدوله يشوعا و يشعل، كه هر سه نفر برادر خانم جمال ستام هستند."
بر بالاي ديوار مقبره نيز، كتيبه اي به زبان عبري و به صورت برجسته گچ بري شده است. خطوط عبري روي صندوق استر، و گچ بري هاي برجسته، متعلق به قرون هشتم و نهم هجري مي باشند. در مورد هويت مدفونين اين بقعه، تا كنون نظرات متفاوتي داده شده است، اما روايت مشهورتر، كه با روايت مورخين يوناني و روايت تورات در مورد سرگذشت استر و مردخاي تطبيق دارد، به شرح زير است.
اردشير پسر خشايار، " اردوان" را به تخت سلطنت نشانيد. وي چهل و يك سال سلطنت كرد و اختلاف با مصر را كه 15 سال به طول انجاميد، به نفع ايرانيان خاتمه داد. اردشير با دختري از يهود به نام استر، كه خواهر زاده يكي از درباريان يعني مردخاي بود، ازدواج كرد. به اين ترتيب به يهوديان در دربار اردشير نفوذ زيادي پيدا كردند. در اين بين، شخصي به نام هامان كه او نيز از درباريان با نفوذ و پرقدرت بود، نسبت به نفوذ روز افزون يهوديان حسادت نمود و از اين رو فرمان قتل يهوديان را از اردشير گرفت.
اما مردخاي به وسيله استر همسر اردشير، اين فرمان را از شاه پس گرفت و آنان را نجات داد. از آن پس، يهوديان در اواخر اسفند و اوايل فروردين هر سال ( مصادف با 13 – 15 آدار، در گاهشمار كليميان) در سالروز نجات كليميان از قتل عام، با دعا و گرفتن روزه و خواندن طومار مگيلا، يا آن را گرامي مي دارند و به عنوان " جشن پوريم" برگزار مي گنند. اين اثر تاريخي از يك طرف، براي قوم يهود زيارتي و قابل احترام است، و از طرف ديگر، به عنوان يك اثر تاريخي، واجد ارزش است.
در خصوص نام استر بايد گفت كه نام اصلي او " هدسه" بوده، اما چون به طرز شگفت آوري زيبا و خوش سيما بوده است، نام استر يعني ستاره را بر وي نهاده اند. وي دختر فردي به نام " ابي حايل" بوده است، كه در حدود 500 سال قبل از ميلاد مسيح در سرزمين پارس به دنيا آمده و بعد از فوت پدر و مادرش، داییش (مرخاي) سرپرستي او را بر عهده گرفته است.
مردخاي " از خانواده شاول و از رجال دربار اخشويرش (خشايارشا) و مربي هدسه، دختر عموي خود بوده، كه به منصب وزارت نيز رسيده است. وي پسر " پائيز" از نواده هاي يعقوب پيامبر و از نژاد بنيامين بوده است.
شنبه دوم آذر 1387
هر آینه دشمن ترین مردم نسبت به مسلمانان را، یهود و مشرکان خواهی یافت. مائده 82
23 اسفند 1384 مقارن است با جشن پوريم در قوم بني اسرائيل . در كتاب واژه هاي فرهنگ يهود چاپ اورشليم در خصوص اين جشن آمده است :
" پوريم در چهاردهم ماه آدار و به ياد خنثي نمودن نيت پليد هامان جشن گرفته مي شود . هامان صدر اعظم خشايار شاه شاهنشاه ايران بود كه قصد داشت همه يهوديان را در سراسر شاهنشاهي ايران را نابود سازد . اما اين نقشه با ميانجيگري مردخاي يهودي و برادرزاده اش (يا دختر عمويش) استرِ ملكه نقش بر آب شد . نام اين جشن از كلمة " پور " به معناي قرعه گرفته شده از آن جهت كه هامان براي يافتن مناسب ترين روز براي اجراي نقشه اش قرعه انداخت . "
اما در منابع غير يهودي آمده است " بنا بر آنچه كه در كتاب استر آمده ، مردخاي يهودي با نفوذ در دربار پادشاه هخامنشي توانست استر دخترعمويش را جانشين ملكه نمايد و بدين ترتيب پادشاه و دربار وي تحت تسلط يهوديان قرار گرفتند .
اين قدرت فوق العاده باعث شد كه اين قوم اقدام به انتقام از دشمنان ديروز و امروز خود نمايند تا جايي كه برابر مندرجات كتاب استر ، بيش از هفتاد و پنج هزار نفر از ايرانيان در هجوم وحشيانه بني اسرائيل كشته شدند."
به همين مناسبت يهوديان هر ساله در اين ايام با آتش زدن عروسك هامان وزير شاه هخامنشي كه در صدد از بين بردن نفوذشان بود ، اقدام به برگزاري جشن پوريم در سراسر جهان مي نمايند . ، مردم در روز سيزده فروردين با رفتن به كوه و صحرا ياد كشته شدگان آن روز را گرامي مي دارند زيرا كشتار ايرانيان آن چنان گسترده بود كه بسياري از آنان از ترس جان شان به كوه و صحرا فرار نموده بودند .

(۱)خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند
